من: دلم میخواد یه پول گندهای خرج کنم!
بابا: اوناها، کارت رو جاکفشیه، بردار خرج کن!
من: نه، منظورم اون نیست! قشنگ دلم میخواد خررررج کنم!
بابا: خب منم همینو میگم، کارت رو جاکفشیه، بردار!
من: نه، میگم یعنی مثلا برم حتی شده یه تیکه طلا بفروشم، پولش رو خرررررررج کنم! قشنگ خرج بیخود!
بابا: اوناها دیگه....
مامان: میخواد از پولای خودش خرج کنه!
+ احساس میکنم اگه مامان پادرمیونی نمیکرد این مکالمه میتونست تا ساعتها با اضافه شدن به تعداد «ر» های موجود در کلمهی «خرج» ادامه پیدا کنه!
- يكشنبه ۱۰ اسفند ۹۹