جنبه‌ی کلاس :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

جنبه‌ی کلاس

سوم راهنمایی که بودم، کلاس علوم یکی از بهترین کلاس‌های مدرسه بود. در مدرسه‌ی دولتی درس می‌خواندم و معلمی داشتیم که با وجود این که سنش نزدیک بازنشستگی بود، اطلاعات به روزی داشت و اولین معلمی بود که می‌دیدم به صورت جدی نظر ما را می‌پرسد و با ما بحث می‌کند. (انشاالله که هر جا هست، سلامت باشد). این ها برای من جدید و جذاب بود.

از نیمه‌ی سال به بعد، درس‌های کتاب را بین ما پخش کرد تا هر درس را یک گروه ارائه دهد (آن موقع‌ها می‌گفتیم کنفرانس) و بعد طی بحثِ بعدش، کم وکاستی‌ها را خودش بگوید. اتفاقا فصل یکی مانده به آخر رسید به گروه سه نفره‌ی ما که من شده‌بودم سرگروهش. این بخش در مورد بلوغ بود و مقدمه‌ای بود برای بخش بعدی که تولید مثل باشد.

این اولین کنفرانس من نبود. اما کنفرانس‌های قبلی هیچ وقت این قدر جدی نبودند. درس‌هایی از جغرافیا بودند یا دینی و کافی بود عین مطلب را حفظ کنی و جمله به جمله در کلاس تکرار کنی تا نمره‌ی کنفرانس را بگیری. برای این درس هم همین کار را کردیم. مطلب را به سه قسمت تقسیم کردیم و حفظ کردیم و رفتیم سر کلاس. اصلا و ابدا به فکرمان نرسید حتی جمله‌ای به مطالب درس اضافه کنیم. البته آن موقع اینترنت هم این قدر‌ها فراگیر نبود و حداقل من که تا چند ماه بعد، نداشتم.

کنفرانس‌مان که تمام شد، یکی از بچه‌ها گفت: «برای موضوعی به این مهمی که همه‌ی ما هم با آن درگیر هستیم می‌توانستید خیلی مطالب بیشتری پیدا کنید و به کنفرانس‌تان اضافه کنید»

آن لحظه را به خوبی به یاد دارم. کسی که این حرف را زد هم دنیا بود. حسابی جا خوردم. من که خوشحال بودم که هیچ بخشی از کتاب را فراموش نکرده‌ام، حالا با انتقادی مواجه شده‌بودم که واقعا درست بود. اما نمی‌دانستم باید چه جوابی بدهم. معلم‌مان سری تکان داد و منتظر بود ما جواب بدهیم. کلاس پر شد از زمزمه. بعضی تایید می‌کردند و بعضی می‌گفتند همین قدر هم خوب بوده و من هم دنبال راهی بودم که خودم را، خودِ بی عیب و نقصم را، نجات بدهم. راستش را بخواهید اصلا به ذهنم خظور نکرد که می‌توانم عذرخواهی کنم و بگویم که چنین چیزی به فکرم نرسیده و زمان دیگری بخواهم برای ادامه‌ی بحث. فقط دنبال راهی بودم برای این که خودم را تبرئه کنم.

از بین زمزمه‌ها این دو کلمه به دادم رسید:«جنبه‌ی کلاس»

حالت حق به جانب به خودم گرفتم و گفتم:«بیشتر از این از جنبه‌ی کلاس خارج بود!» اتفاقا بعد از این جمله زمزمه‌ها بیشتر شد و متوجه شدم تعداد خوبی از بچه‌ها با حرفم موافقند!

بعد نفس راحتی کشیدم. ورق برگشت. مقصر دیگر من نبودم. کلاس بود. کلاس بود که جنبه نداشت وگرنه که من تا دلتان بخواهد می‌توانستم مطلب اضافه کنم! همه چیز تقصیر کلاس بود. کلاسِ بی‌خبر از همه‌جا که من هیچ اطلاعاتی بهش نداده‌‌بودم و از هیچ چیز خبر نداشت و هیچ جور بررسی نشده‌بود که چقدر جنبه دارد و حالا به واسطه‌ی «بی‌جنبه» بودنش، مقصر اصلی بود.


می‌خواهم بگویم انداختن تقصیر گردن مردمی بی‌اطلاع هیچ کاری ندارد و حتی با سرعت برق به ذهن یک دانش‌آموز ۱۴ ساله که پای تخته ایستاده و حسابی هم شوکه شده، می‌رسد. تاییدِ مقصر جلوه دادنِ مردم هم کار راحتی‌ست. به فکر تعداد خوبی از مردم می‌رسد.

379
۲۸ اسفند ۱۵:۳۵

اللهم عجل لولیک الفرج

سُولْوِیْگ .🌈
۲۸ اسفند ۱۶:۰۹

یعنی مردم بی‌تقصیرن؟ 

پاسخ :

تا وقتی معیارمون و اطلاعاتی که میدیم ایراد داشته باشه، مقصر بودن یا نبودن مردم کاملا بی‌معنیه.
توی اون کلاس ۳۰ نفره، احتمالا من اگه مطالب بیشتری می‌گفتم، حدود ۱۰ نفر شروع می‌کردن به مسخره بازی درآوردن. اما من اون مطالب رو نگفته بودم. پس حق نداشتم از چنین توجیهی استفاده کنم و بگم کلاس مقصره.
تا وقتی اطلاع رسانی درست نباشه و به جای آمار درست یه بیمارستان بیاد اعلام کنه ما دیگه آمار نمیدیم و بقیه هم چرت و پرت تحویل مردم بدن و با کمتر تست گرفتن آمار رو پایین نگه دارن و فقط جمله‌هایی مثل "فقط دو درصد می‌میرن" یا "فقط پیرا و بیمارا می‌میرن" رو بکنن تو گوش مردم ، کسی حق نداره راجع به این که مردم یا درصدی از مردم مقصر هستن اظهار نظر کنه.
سُولْوِیْگ .🌈
۲۸ اسفند ۱۷:۳۸

ولی به نظرم بعضی چیزا واضحه، چیزایی که تو کل دنیا با هر مدل آمار دادن و درمان و غیره، روش تاکید می‌شه. 

مثل موندن تو خونه، مثل مهمونی نرفتن و غیره. در این مورد به نظر من مردم واقعا مقصرن. 

اما خب آره، من درمورد صحت آمار چیزی نمی‌دونم. نمی‌دونم که آماری که به ما می‌دن راسته یا نه، اما آمار اعلام می‌شه تا مردم احتیاطشون بیشتر بشه. وقتی می‌گن هزار نفر مرده‌ن، مرده‌ن! و کسی اهمیتی نمی‌ده، چه چیزی می‌تونه مردم رو وادار به احتیاط بیشتر بکنه؟ 

پاسخ :

برای تو واضحه. برای عده‌ای واضحه. برای خیلیا واضح نیست واقعا. خیلیا منبع اطلاعات درست و حسابی ندارن. عوضش میرن می‌شینن پای صحبت فلانی و بهمانی و یکی از نتایجش میشه شکوندن در حرم و تجمع اعتراضی تو این وضعیت.
آمار هزار نفر هم چیزی نیست که مردم رو بترسونه. مگه برای تلفات جاده‌ای که هر سال چند برابر اینه کسی میشینه خونه و سفر نمیره؟ با خودشون فکر می‌کنن مراقبیم دیگه!
۱۰۰۰ نفر تو ۸۰ میلیون یعنی یک هزارم درصد. با این کی می‌ترسه؟
این بیماری چیز کاملا جدیدیه. پس نمیشه انتظار داشت همه به اندازه‌ی کافی ازش اطلاع داشته باشن. اطلاع رسانی ضعیف، مسئولیت‌پذیری مسئولین فاجعه، برنامه ریزی درب و داغون و... "مردم مقصرن" مسئولیت رو از اونی که اطلاعات درست نمیده، قرنطینه نمی‌کنه، ادارات رو تعطیل نمی‌کنه و ... سلب می‌کنه. و این که جمله‌های کلی مثل این، هیچ وقت درست نیستن. مردم درصدی مقصرن، اما تا وقتی این درصد با معیارهای درست اندازه‌گیری نشه و به صورت دقیق اعلام نشه، گفتن " مردم مقصرن" می‌تونهدحتی تهمت محسوب بشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan