یکی از دانشجوهای سال پایینی پیام داده، میگه: به ما فرصت بیشتری بدید، این تمرین رو بزنیم.
میگم: از قبل از عید براش وقت داشتید.
میگه: خب تمرینهای دیگه هم داشتیم آخه.
میگم: خب تمرینای دیگهتون تا جایی که من میدونم با این تداخل نداشته اصلا (در جریان تمریناشون هستم کاملا :دی)، ولی برای تمدید باید به استاد ایمیل بزنید و ایشون موافقت کنن، نه من.
میگه: تمرینی که دادی سخته.
میگم: نیست واقعا.
میگه: تو بخش اول سوال، کد من بهینه نیست، رم پر شد.
میگم: من تو صورت سوال اسم یه برنامه گفتم که باید از اون استفاده کنید. اصلا لازم نیست برای اون بخش خودتون کد بزنید.
میگه: خب چند روز وقت بده با این برنامه آشنا بشیم.
میگم: اون که کار نیم ساعته! شما اسم برنامه رو سرچ کنید، یه دستور استفاده ازش میاد که دو خط بیشتر نیست. بعد هم از روز اول تو صورت سوال اسمش رو گفتم. به ما اصلا اینم نگفتهبودن. باید خودمون پیداش میکردیم.
میگه: اجازه بدید بیشتر رو این تمرین زمان بذاریم.
میگم: من مشکلی ندارم آخه. باید استاد موافقت کنن.
میگه: نه خب، شما موافقت کنید.
میگم: مگه امروز به استاد ایمیل نزدید؟ صبر کنید جواب بدن دیگه!
میگه: متشکرم. و میره.
+ ملت واقعا فشار اومده بهشون تو قرنطینه.
+ حالا تازه این یکیشون بود. بازم هستن:)))
+ تازه خبر ندارن من با یه اکانت فیک تو گروه دورهشون هم هستم [خندهی شیطانی]
- پنجشنبه ۱۴ فروردين ۹۹