مثل یک پر شاید :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

مثل یک پر شاید


حالا از این که با خیال راحت و بدون عذاب وجدان می‌توانم ناراحت باشم، خوشحالم!


+ پیشنهاد دادند بروم مسئول پایه‌ی یک دبیرستان بشوم. وسوسه‌برانگیز بود، اما عقلم به کمکم آمد و به خاطر محدودیت زمانی گفتم نه. بعدش دیگر موتورِ عقلم بعد از مدت‌ها به کار افتاده‌بود و برای نه‌های دیگر هم به کمکم آمد و حالا خیلی سبک‌ترم!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan