همیشه خسته:)) :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

همیشه خسته:))

دیشب بعد از این که همه رفتن بخوابن، بالاخره فولدر نتایجی که آقای ب. برام فرستاده‌بود رو باز کردم تا بررسی کنم و به دکتر میم گزارش بدم. اما به شکل وحشتناکی خوابم گرفته‌بود و بدون تمهیدات(!) رو همون مبلی که نشسته‌بودم، دراز کشیدم و خوابم برد. البته امید داشتم صبح زود یا اصلا یکی دو ساعت بعد بیدار بشم و به کارام برسم، اما متاسفانه تا لنگ ظهر رو همون مبل خواب بودم!

خواب می‌دیدم پشت مبل (که در حالت عادی دیواره) چندین ردیف صندلی چیده شده و یه همایش داره تو خونه‌مون برگزار میشه و شرکت‌کننده‌های همایش هم همه‌ی دانشجوهای دکترای دانشگاه‌مون هستن و سخنران‌ها هم دکتر ر.، دکتر شین و دکتر میم (استاد راهنمام!). من روی مبل خوابیده‌بودم و وقتی بیدار شدم که دانشجوها داشتن دسته‌دسته از در خونه وارد می‌شدن و دکتر ر. روبه‌روی مبل منتظر شروع سخنرانی‌ش بود و دکتر شین و دکتر میم هم همون ردیف اول،  روی یه مبل دیگه کنار مبل من، نشسته‌بودن. خلاصه که دیگه فایده‌ای نداشت. باید تا آخر همایش به همون شکل خودم رو به خواب می‌زدم و از جام تکون نمی‌خوردم! دوباره چشم‌هام رو بستم، اما مگه همایش تموم می‌شد؟ حوصله‌م سر رفته‌بود و حتی نمی‌تونستم بفهمم واکنش مردم به این که من اونجا خوابیدم چیه و مدام از ذهنم می‌گذشت که حالا دانشجوها هیچی، استادها که تو رو می‌شناسن. زشت نیست گرفتی خوابیدی اینجا؟!

کم‌کم تصمیم گرفتم چشمام رو باز کنم و ببینم اوضاع از چه قراره. دکتر ر. هنوز داشت حرف می‌زد و دکتر شین با دقت داشت گوش می‌داد و دکتر میم هم فرو رفته‌بود تو مبل و به سختی چشماش رو باز نگه‌داشته‌بود. به نظر می‌رسید بتونم بدون جلب توجه آروم از رو مبل بخزم رو زمین و خودم رو برسونم به اتاقم. اما به محض این که سرم رو بلند کردم، دکتر میم برگشت رو به من و گفت:«عه! شما بیدار شدید؟ خب پس بیاید جامون رو عوض کنیم، یه کم هم من بخوابم!»


+ من که دیگه بعدش از خواب بیدار شدم، ولی دارم فکر می‌کنم حتی ناخودآگاه من هم دیگه کاملا پذیرفته که دکتر میم همیشه خسته‌س:))

+ چرا مخفف اسم این اساتید شد شین، میم، ر.؟این همه استاد هست تو اون دانشکده خب!

+ داشتم فکر می‌کردم بعضی وقتا هم بیام راجع به چیزایی که می‌خونم بنویسم. منظورم موضوعات درسیه. شاید این‌جوری خودم هم بیشتر باهاشون درگیر شدم! ژنتیک جمعیت جذابیت داره براتون؟

+ فضایی که وصف کردم یه چیزی تو این مایه‌ها بود:

سُولْوِیْگ 🌌
۲۰ تیر ۱۷:۴۴

وای خدا. خیلی باحال بود، من خیلی خندیدم. XD

آخه همایش؟ 

پاسخ :

همینو بگو! آدم تو این اوضاع کرونا همایش میذاره آخه اصلا؟ اونم تو خونه‌ی ما؟:)))
آبجی خانوم (فاطمه ...)
۲۰ تیر ۱۸:۰۸

فقط کروکی😂

پاسخ :

:D
دیدم توضیحاتم ممکنه حق مطلب رو ادا نکرده باشن :))
مائده ‌‌‌‌‌‌‌
۲۰ تیر ۱۹:۲۸

آآآآآآآآآآآآآآآآرررررررررره [در پاسخ به سوال «ژنتیک جمعیت جذابیت داره براتون؟»] 

چقدر خوابت رو شفاف یادت مونده، لوسید دریم نبود آیا؟ 

پاسخ :

حالا من یه چیزی پروندم:))))
ولی نه، به نظرم تمرین خوبی میشه که بتونم کارام رو ارائه هم بدم.
البته ما اون قدرها هم به مباحث زیستی کار نداریم، بیشتر کار ریاضیاتی و آماریه. احتمالا هم با توضیح یه الگوریتم تو آمار و ترجمه‌ی ژن شروع کنم!

این خواب مسخره‌ها رو خوب یادم می‌مونه:)) ولی لوسید دریم نمی‌دونم چیه 🤔 [می‌رود سرچ کند!]
نتیجه‌ی سرچ: نه، نبود!
pary -m
۲۰ تیر ۲۱:۱۰

خخخ

پاسخ :

:))
کَپُو ...
۲۰ تیر ۲۱:۳۲

اصلا هم تعجب نکردی که خوابی؟ باید یه دوره رئالیتی‌چک بذارم.

 

اساتید ما وقتی دانشجوها خوابن علاقه زیادی دارن که باهاشون سلفی بگیرن.

 

@فاطمه م-

عمیقاً جای خالی نقاشی کشیدن تو حس میشه، یکم نقاشی یاد انار بده.

 

پاسخ :

حتی اونا هم تعجب نکردن که من خوابم:)))
چه خوب:)) بابا ما استاد خودمون خسته‌س:)) اگه سر شوخی رو باز کنه، ما هم به راحتی می‌تونیم عکس خودش رو پخش کنیم:))

آقا! نقاشی نیست که این! کروکیه:))
فاطمه ‌‌‌‌
۲۰ تیر ۲۲:۲۳

عالی بود خوابت :))

من از ژنتیک یه الگوریتم ژنتیک بلدم فقط :دی و اصولا دوست دارم در مورد چیزایی که دیگران می‌خونن کمی یاد بگیرم :)

 

@کپو

کلا یه بار نقاشی کشیدم چه باحال که یادتونه :))

پاسخ :

:)))
اونم جالبه. اون حالت ترکیب‌شدن که توی الگوریتم ژنتیک هست، در واقع از ترکیب‌شدن رشته‌های دنا (صرفا چون حال ندارم زبان کیبورد رو عوض کنم، فارسی رو پاس داشتم! وگرنه که آخه کی این کلمه رو به کار می‌بره واقعا؟!) الهام گرفته‌شده. و همین ترکیب شدن اینا باعث میشه که ژنتیک جمعیت پیچیده‌تر بشه!

چرا من یادم نیست پس؟
سین دال
۲۱ تیر ۱۹:۴۴

عاشق بحث ژنتیکم :)

البته در حدی که بفهممش زیادی پیچیده نباشه لطفا :)

 

 

منم یه بار خواب دیدم. یه دفعه گفتن چند دیقه بعد امتحان دارید. و من  همه رو متحد کردم که ما امتحان نمیدیم این ظلمه تو این وضعیت کرونا چرا باید هی امتحان بگیرن اونم بدون آمادگی و... که به نتیجه نرسید و همه گفتن ما خوندیم میخوایم امتحان بدیم :/  برگه ها رو که پخش کردن سرم رو گذاشتم رو میز خوابیدم :)

پاسخ :

چه خوب:)
بابا من خودم کلا ۳ واحد ژنتیک داشتم:)) اصلا بلد نیستم پیچیده بنویسم:))

بهترین کار:))))
فاطمه ‌‌‌‌
۲۱ تیر ۲۲:۵۷

یه ساعت تعمق کردم تا فهمیدم دنا چیه! منظورت DNA بود؟ جدی تو فارسی دنا می‌گن بهش؟ :))

 

یه بار یه کروکی مانند از قرارگیری میزای آزمایشگاهمون کشیده بودم :)) بذار پیداش کنم نشونت میدم.

پاسخ :

آره:)) از کلمات مصوبه بابا جان:))))

پس اونم کروکی بوده:)) بابا به این خوبی کشیدم! فقط دکتر ر. این قدر که من کشیدم گرد نیست. در واقع خیلی هم لاغره بنده خدا:))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan